خرید بک لینک
هیچ وقت نگو... #محیاجانمامشب به خاطر اینکه ساعت دو و نیم شب بهت اجازه ندادم کلاه قرمزی ببینی با من دعوا کردی، گریه کردی، قهر کردی و بعد گفتی دیگه دوستت ندارم....من بزرگم و نباید به خاطر جمله ی از رو عصبامیت بچه ی چهار ساله ناراحت بشم اما حتی گریم گرفتوقتی نوجوان شدی...وقتی جوان شدی....اگر جلوی بعضی کاراتو گرفتم....حتی اگر بی منطق ترین آدم زمین برای تو بودم.....حتی اگر ازم متنفر شدی....باهام دعوا کن...داد بزن....قهر کن....ولی هیچ وقت نگو دوستت ندارمقلب آدما تا یه جایی طاقت داره. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 18:18

نویسنده: هانیز - شنبه سی ام تیر ۱۳۹۷ تازه از دانشگاه برگشته بودم گرمم بود.مقنعه ام و کیف را در راه پله کنار کفش ها رها کرده بودم...تحمل وزنشان دیگر از عهده ام خارج بود...چشم هایم را بستم انگشت هایم را روی شقیقه نگه داشته بودم و حتی حوصله نداشتم مثل فیلم های آبکی شقیقه ام را ماساژ دهم تا شاید این درد لعنتی تمام شودکمی گوش دادمصدای زندگی کردنش می آمد...یک صندلی را به زور جابجا میکرد تا کتابی را از بالای کمدش بردارد...این حرکت تکراری را تنها از گوش هایم میفهمیدمکمی بعد نفس عمیقی میکشد جابجا کردن صندلی خسته اش کردهصدای قدم هایش می آید کنارم می ایستد اما نمی گوید برایش کتاب را بخوانم...فکر می کند خوابیده امنفس عمیقی میکشم صدای نفس هایم کمتر از صدای نفس های اویِ من است...من به اندازه تلاش او خسته نبودمسردردم تمام شده بودصدای زندگی کردنش خستگی و مریضی ام را تمام میکندصدای خنده هایش که دیگر هیچ....هیچ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 0:29

نویسنده: هانیز - دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۶ #محیاجانمامشب به خاطر اینکه ساعت دو و نیم شب بهت اجازه ندادم کلاه قرمزی ببینی با من دعوا کردی، گریه کردی، قهر کردی و بعد گفتی دیگه دوستت ندارم....من بزرگم و نباید به خاطر جمله ی از رو عصبامیت بچه ی چهار ساله ناراحت بشم اما حتی گریم گرفتوقتی نوجوان شدی...وقتی جوان شدی....اگر جلوی بعضی کاراتو گرفتم....حتی اگر بی منطق ترین آدم زمین برای تو بودم.....حتی اگر ازم متنفر شدی....باهام دعوا کن...داد بزن....قهر کن....ولی هیچ وقت نگو دوستت ندارمقلب آدما تا یه جایی طاقت داره. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 22:06

کودک ِ درون ِ من! نامه برای کودکی که زاده می شود! نویسنده: هانیز - پنجشنبه سوم تیر ۱۳۹۵ من از آن آدم های یک هویی ام!یک هو می آیم...یک هو بلند بلند می خندم..یک هوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 6:36

نگرانی حس خیلی خوب ِ دو طرفه ای استیعنی می خواهم بگویم بعضی چیزها یا بعضی حس ها خوب هستند اما دو طرفه نیستند مثلا عشق خوب است زیبا است اما همیشه دو طرفه نیست گاهی وقت ها یک عشق زیبا وقتی یک طرفه باشد آدم را بیچاره ترین می کنداما نگرانی یک حس کوفتی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 6:36

#روز_دختر راستش هيچ دلم نمي خواست دختر باشي دخترا خيلي اذيت ميشن خيلي وقتا دلشون مي شكنه خيلي وقتا وقتي تفاوتا رو ميبينن غصه مي خورن خيلي وقتا خيلي جاها ممكنه توي ذهنت بگذره كاش دختر نبودم يا بگي اگر پسر بودم،..... اما آخه اگر دختر نبودي كي ميومد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 6:36

محياجانم تقريبا سه ماهه كه زودتر از چهار صبح نمي خوابي و من دو روز تو هفته هشت كلاس دارم هم كمبود خواب دارم هم افزايش استرس امشب وقتي براي روز چهارم بهت شربت خواب اور دادم و نخوابيدي و بعد ديدم توي تختت اب ريختي سرت داد زدم و كفتم هيس! صدا نباشه! بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 6:36

موضوع:عشق قدیمی گاهی درب اتومبیل را برایم باز کنید عالیجناب گاهی دوباره مثل آن وقت ها با ذوق بستنی خوردنم را با لذت تماشا کنید. برای سر صحبت را بازکردن,تلاش کنید.... هرچند بیهوده..../ چرا دیگر برایم لاله ی زرد نمی خرید و نمی گوئید خواستم اولین هدیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 6:36

اگر روزی این پست رو خوندی بدون کاملا واقعیه! تو این چنین جملاتی رو در روز توی سه سالگیت به کار می بری: به سمت بیکران و فراتر از آن! مادر و پدرش کجا هستن؟! من نگرانم! من عصبانی هستم دخترای بد کار زشت می کنن ++++ یک بار خونه مامان بزرگ (مامان ِ مامانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 6:36

دختر جانم، من اصلا با اين جمله ي كليشه ايي كه مي گويند من هم مادرم هم دوست موافق نيستم چه طور ممكن است؟ ! دوست را مي شود هرجايي پيدا كرد در مدرسه،دانشگاه،باشگاه ورزشي،آرايشگاه يا حتي در يك كوپه ي قطار .... اما مادرها هميشه در خانه پيدا مي شوند....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 6:36

صفحه بندی