تو این چنین جملاتی رو در روز توی سه سالگیت به کار می بری:
به سمت بیکران و فراتر از آن!
مادر و پدرش کجا هستن؟!
من نگرانم!
من عصبانی هستم
دخترای بد کار زشت می کنن
++++
یک بار خونه مامان بزرگ (مامان ِ مامان ِ مامانت!)یه کدو بر داشته بودی و اصرار داشتی که این پسر ِ خوب تو هست!
هر هدیه برات می خریم دنبال پدر مادرشی!
وقتی می گم شعر بخون اینو میگی:ببری میمون مانتیس افعی لک لک کلاش!(شخصیتای اندای کونگ فر کار و برای کلاه لک لک هم موجودیت قائلی!) در صورتی که چشم چشم دو ابرو بلدی...تاب تاب عباسی بلدی....کشا کشا بلدی....دستمال من بلدی و یکی دوتا دیگه
کِشا کِشا....نون علیشاه....کو سهم من؟ زیر حصیر....رفتم نبود...گربه ی دزدی خورده بود...اگر گربه رو ببینم سر دمشو میچینم....چیچییچیچیچیچیچیچی
دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده...خبر داری؟ نچ نچ بی سوادی؟ نچ نچ پس تو خر من هستی!
برچسب:
نویسنده: زهرا شریعتی