خرید بک لینک
دختر جانم،

من اصلا با اين جمله ي كليشه ايي كه مي گويند من هم مادرم هم دوست موافق نيستم

چه طور ممكن است؟

! دوست را مي شود هرجايي پيدا كرد در مدرسه،دانشگاه،باشگاه ورزشي،آرايشگاه يا حتي در يك كوپه ي قطار

.... اما مادرها هميشه در خانه پيدا مي شوند....

من عاشق تك تك لحظه هاي مادر بودنم هستم

همه ي آن وقت هايي كه با هر خنديدنت من شروع مي شوم

تمام لحظه هايي كه با زمين خوردنت من تمام شده ام

من عاشق تمام لحظه هايي هستم كه تو با گريه هايت،نق زدن هايت و لجبازي هايت كلافه ام كرده ايي

من عاشق تمام شب هايي هستم كه از ترس تب كردنت بيدار مانده ام م

من ديوانه ي شيرين زباني هايت هستم وقت هايي كه مرا در آغوش مي گيري قلبم خبردار مي ايستد! مي دانم كه بهترين مادر دنيا نيستم و نمي شوم اما مطمينا ديوانه ترينش هستم! چون حتي عاشق اين هستم كه نوجوان شوي،من نگرانت شوم،آن هم مادرانه ي مادرانه نه دوستانه!،بعد تو را از آن نصيحت هاي مادرانه كنم و تو چشم هايت را در حدقه بچرخاني و چند باشه ي بي حواس بگويي روزهايي مي رسد كه دعوايمان مي شود،شايد روزي از من بدت بيايد،شايد روزي در دلت بگويي كاش مادرم شخص ديگري بود،شايد روزي ديگر من مهم ترين شخص زندگيت نباشم،شايد در درددل هايت جايي نداشته باشم اما يادت نرود كه من اولين كسي بودم كه وجودت را كشف كردم من اولين كسي بودم كه لمست كردم من اولين كسي بودم كه عاشقت شدم من اولين كسي بودم كه مي توانست آرامت كند روزگاري تنها با بوي تن من آرام مي گرفتي تو هيچ وقت نمي تواني اين اولين ها را از من بگيري پ.ن:روز مادر ها را نمي توانم بخوابم مي ترسم همه ي تو يك خواب باشد

برچسب: نویسنده: زهرا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 6:36

صفحه بندی