یعنی می خواهم بگویم بعضی چیزها یا بعضی حس ها خوب هستند اما دو طرفه
نیستند مثلا عشق خوب است زیبا است اما همیشه دو طرفه نیست گاهی وقت ها یک
عشق زیبا وقتی یک طرفه باشد آدم را بیچاره ترین می کند
اما نگرانی یک حس کوفتی ِ خوب است...یک حس مالکیت همیشه دو طرفه ی خوب در
خودش دارد...خوب است آدم بداند کسی در این دنیا هست که نگرانش می شود...خوب
است آدم بداند کسی را دارد که می تواند نگرانش شود..گاهی دلم می خواهد
خیلی بی خودکی خوب نباشم تا نگرانی را در چشم اطرافیانم ببینم .می دانم
خیلی بدجنسی و لوسی خاصی در این کار است...گاهی هم دلم می خواهد اتفاق بدی
در اطرافم پیش بیاید تا کمی نگران شوم یعنی راستش را بخواهید من از آن آدم
هایی هستم که باید همیشه نگران یک چیزی باشم اصلا اگر چیزی برای نگرانی
وجود نداشته باشد من خودم حتما مساله ای برای نگران شدن پیدا می کنم! آخر
این حس نگرانی عجیب به دلم می چسبد...یک جور هایی به آدم حس زنده بودن و
وجود داشتن می دهد...
+من تا آخرین نفس هایم نگرانت می شوم....چه یک تکه یخ در گلویت گیر کند چه یک تب کردن نازنینِ جانم
برچسب:
نویسنده: زهرا شریعتی